يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
68
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
كهرباى سوده * رغبت مىكن بشربت حبّ الآس صفت شربت حبّ الاس صفت شربت حبّ الاس در علاج قى كذشت فواق يعنى مكچه علامتش در امتلائى تقدم خوردن طعامهاى غليظ و كرانى معده است و در استفراغى تقدم قى و اسهال و امثال آن رباعيه از امتلى آنكه مكچه كرد و يارش * بايد كه كند مقّئ در كارش و آن را كه بود هكجه استفراغى بكذر * ز علاج او مجو آزارش تعذر علاج مكجه استفراغى بواسطه تعذر اعاده رطوبات اصليه است كه باستفراغ دفع شده ضعف المعده ضعف المعده كه عبارت است از ضعيفى قوه هاضمه علامتش دلشورا و دير كذشتن طعام از فم معده است رباعيه چون معده بود ضعيف اكر دارى هوش * تحقيق مواد كرده در شقيه كوش چون شقيه تمام حاصل كردد * تعديل مزاج كن معدل مينوش معدل چيزى را كويند كه مزاج سرد يا كرم را مثلا باعتدال آورد چون عسل و كدو جوع البقر جوع البقر كنايت از كرسنكى جميع اعضا است با تنفر معده از طعام چون از بلغم زجاجى بود كه بفم معده ريزد علامتش دلشورا و عدم تشنكى و رطوبت دهانست رباعيه هركس كه بود